پر بیننده ترین مطالب





وقتي سخنران سبزها عبيداله بن زياد را سردار رشيد مي خواند نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط Administrator   
08 دی 1388 ساعت 09:17

وقتي سخنران سبزها عبيداله بن زياد را سردار رشيد مي خواند (خبر ويژه )

همزمان با تحرك ناكام گروهك هاي نفاق براي سوءاستفاده از روحيات عاشورايي ملت ايران، يك ضدانقلاب مقيم نيويورك صادقانه به يزيد ابراز ارادت كرد و حق را به جانب وي داد.
عبدي كلانتري كه با بسياري رسانه هاي ضدانقلاب همكاري دارد در مقاله اي كه از سوي راديو زمانه و سكولاريسم نو منتشر كرد، تصريح كرد: براساس چه معياري مي توانيم روشن كنيم خلافت حسين بر حق بود يا خلافت يزيد؟ يزيد خليفه رسمي اكثريت مسلمانان بود و از سوي حسين بن علي]ع[ متهم به شرابخواري و سگ بازي ]بوزينه بازي[ شده است. در دستگاه قدرتي كه مي رفت جانشين امپراتوري ساساني شود و دوران شكوه را بياغازد، فرهنگ آريستوكراتيك ]اشرافي[ شراب، جنگاوري و اهلي كردن حيوان بايد امري عادي تلقي مي شد و درجه پيشرفته فرهنگ شهري را در برابر طرز تفكر بسته باديه نشين به نمايش مي گذاشت. آيا يزيد و معاويه غاصب بودند؟ در تاريخ نگاري شيعه پيشاپيش، فرض بر حقانيت و مشروعيت اهل بيت بايد مي بود. در نتيجه هر كس ولو با اجماع ريش سفيدان «انتخاب» شده و به خلافت رسيده باشد، باز هم غاصب به شمار مي آيد. اين هيچ استدلال عقلي ندارد.
اين عنصر ضدانقلاب كه در جريان حمايت چند ماه پيش از جنبش سبز در نيويورك، جزو حاضران و سخنرانان مراسم حلقه ضدانقلاب - در كنار عناصري چون گوگوش- به شمار مي رفت، همچنين مدعي شد «واقعه كربلا نزاع داخلي بر سر قدرت بود اما از سوي شيعيان تبديل به خيالواره و افسانه و اسطوره دادخواهي شد.
عبدي كلانتري همچنين عبيداله بن زياد كه در تاريخ از وي و پدرخوانده اش زياد به عنوان «دعي» (نامشروع زاده شده) و جنايتكاراني قسي القلب ياد مي شود، تجليل و تكريم كرد و نوشت: تدبير به موقع يزيد و رشادت سردار او ابن زياد كه براي جلوگيري از فتنه توطئه گران به كوفه اعزام شد، حمايت كوفيان را از حسين ]عليه السلام[ تضعيف و خنثي كرد. تاريخ نگاري شيعه از به كار بردن صفاتي چون درايت براي مسلمانان اكثريتي پرهيز دارد. در روايت آنها سرداران مسلمان زيرك و كارداني چون ابن زياد، ملعون نام مي گيرند. اگر از ديد اسلام يونيورسال در پهنه تاريخ به واقعه بنگريم، قيام حسين فتنه اي بيش نبود كه دارالاسلام را در برابر دارالحرب از درون تضعيف مي كرد... عبدالكريم سروش با جدا كردن 2 مفهوم ولايت باطني و ظاهري، مشروعيت ديني را از ولايت ظاهري و فقه سلب مي كند. معناي سخن سروش اين است كه حتي معصوماني چون علي و حسن و حسين و ساير امامان در مقام امامت و رهبري سياسي جايز الخطا بودند. نظريه سروش استحقاق رهبري سياسي را از حسين در برابر يزيد مي گيرد.
اين عنصر ضدانقلاب در عين حال در پايان اميه بازي و يزيدنوازي با تلخكامي نوشت: در انقلاب بهمن 57 آيت الله خميني و جنبش اسلامگراي او، به نحو موثري از اسطوره عاشورا بهره بردند و اين بار به جاي شهادت در صحراي كربلا، با پيروزي انقلاب، دولت تئوكراتيك شيعي را در ايران تاسيس نهادند.
جانبداري اين ضدانقلاب لائيك از يزيد به واسطه بازي كلمات و مغالطه در حالي است كه به شهادت تاريخ يزيد به زور شمشير و قتل و جنايت از مردم و خواص بيعت مي گرفت و معلوم نيست اين مهره لائيك و مدعي دموكراسي چگونه عنوان «خليفه رسمي اكثريت» به سفاك جنايتكاري چون يزيد مي دهد. اما هنگامي كه وي از موجود ملعوني با مختصات ابن زياد با عنوان «سرداري رشيد كه با توطئه و فتنه مقابله كرد» ياد مي كند، معلوم مي شود كه باطن عناصر از اين دست چه قدر با خوي وحشي گري و جنايتكاري آل اميه گره خورده است و چرا اين طيف از ضدانقلاب زير بيرق امويان و يزيد و عبيداله و شمرهاي روزگار جمع شده اند.

 
< بعد   قبل >
                    

تازه های سایت

نظر سنجی

به نظر شما سایت مدرسه علمیه معصومیه سلام الله چگونه است
 

آمار

عضو: 28
مطلب: 1693
سایت: 35
بازدیدکنندگان: 133268

دوستان