ورود به سایت





تصویر امنیتی
  

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

پر بیننده ترین مطالب

لینک Rss مطالب





بازخوانی پرونده مصدق السلطنه نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط Administrator   
16 اسفند 1388 ساعت 14:43

                                            بسم الله الرحمن الرحيم   

درباره مصدق :

عضویت مصدق درمحفل فراماسونری جامع آدمیت :

الف : نخستین محفل فراماسونری در ایران به وسیله میرزا ملکم خان تاسیس شد . این محفل که شعبه ای تقلیدی از گراند آوریان فرانسه بود فراموشخانه نام گرفت و بسیاری از رجال متنفذ آن دوره را گرد هم آورد و به تبلیغ افکار سیاسی واجتماعی جدید پرداخت و ایده تغییر حکومت را درایران رواج داد .

ملکم با شناختی که از جامعه ایران و سنتهای فرهنگی آن حاصل کرده بود ، به زودی ازا یده اصلی خود که همانا اروپایی کردن ایران بود، منصرف شد و به عرضه فراماسونری در لفافه مذهب روی آورد : من دریافتم که اروپایی کردن ایران بی فایده است ومصمم شدم که اصلاح طلبی خودرا در لفافه مذهب عرضه کنم ، تا برای هموطنانم در خور فهم باشد .

 به دنبال انحلال فراموشخانه ، مجمع آدمیت دومین محفل فراماسونری ایران بود که سالها پس از آن توسط ملکم خان پایه گذاری شد.      مقارن رکود فعالیتهای مجمع آدمیت ،  دو محفل ماسونی دیگر درایران فعالیت آغاز کرد . جامع یا انجمن آدمیت سومین لژ شبه ماسونی ایرانی است  که به  تبعیت  از افکار ملکم خان و درآستانه مشروطیت پا به عرصه نهاد . موسس آن عباسقلی خان قزوینی معروف به ادمیت در جریان میهمان داری از ملکم  طی آخرین سفرش به ایران با افکار او آشنایی یافته  و به جرگه یاران آو درآمده بود . (اسناد فراماسونری در ایران جلداول ص32)

ب : محمد مصدق السلطنه در 1286 شمسی با عهدنامه ذیل  به  ضمانت عضدالسلطان  به  عضویت جامع آدمیت درآمد :

به تاریخ حمل اول 1325 ه.ق

این بنده درگاه محمد بن هدایت الله ساکن تهران از صمیم قلب به مضمون شرح ذیل عرض می کنم که : ای پروردگار عالم اقرار دارم که تو به من شرافت و آدمیت عطا فرمودی و درادای این حقوق و این موهبت عظمی ، هرتصوری که کرده باشم در حضور تو وبه حق تو و قدرتت قسم می خورم که شان وحقوق این دسته شریفه را درهر مقام مادام الحیاة با تمام قوای خود محفوظ نگاه دارم  و هرگاه از تعهد نکول نمایم ، از فیض رحمت و پناه آخرت حضرتت بی نصیب بمانم .

تاریخ فوق ( مهر مصدق السلطنه)

ضمانت آدم فوق برعهده آدمیت این جانب ازفرایض ذمه همه عالم آدمیت است .

تاریخ فوق (مهر ابوالفضل عضدالسلطنه)

تاریخ جلداول ص29 ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ج1ص82)

 ج : سند شماره [348/417016]از اسناد ساواک

موضوع : فراماسونری

اخیرامقاله ای در رد 3 جلد کتاب فراماسونری  نوشته اسماعیل رائین  توسط شخصی بنام دکتر مجتهدی مدیرعامل حمایت زندانیان نوشته شده است و دراختیار گردانندگان ماسونها گذاشته شده است که مورد مطالعه ماسونها قرار گیرد . این مقاله در 13 برگ می باشد و فتوکپی آن جهت استحضار و بررسی به پیوست ایفاد می گردد .

(چکیده این مقاله )

فراموشخانه وفراماسونری درایران

آقای اسماعیل رائین  با چاپ و انتشار این سه جلد کتاب می توان گفت که ولوله به محافل پایتخت انداخته است . همه جا صحبت ازفراموشخانه و ماسونهای ایران است ، این همه صحبت دراین  خصوص بی جهت نیست ..... در جلد اول کتاب نوشته است که چهارده نفر از روسای جمهور آمریکا از 1799 تا 1966 از جمله ژرژ واشنگتن و فرانکلین روزلت و هاری ترومن و پادشاهان انگلیس و سوئد و پروس و امپراطوری آلمان و زمامداران فرانسه و قهرمانان انقلاب کبیر آن کشور از قبیل روبسپیر و دانتون وعده ای ازبزرگان عالم علم وادب مانند هگل وتولستوی وانشتن فراماسون بوده اند ...... از طرف دیگر مولف ما قدم فراتر نهاده مجمع آدمیت را که برخلاف میل لژ اعظم تشکیل شده بود ، مجمع فراماسونری خوانده  و عکس تقاضانه دکترمصدق را به آن مجمع درکتاب خویش چاپ کرده و وی را ماسون دانسته و با تقی زاده اش به یک چوب بسته است .

(اسناد فراماسونری درایران جلد دوم ص402 وص413)

 

انتصاب مصدق بر والیگری فارس توسط انگلیسیها :

پس ازورود به شیراز در خانه موید الملک منزل نمود . ازجمله اولین کسانی که  به  دیداراو رفت ، ماژور هود کنسول انگلیس در شیراز بود . به دنبال این دیدار در حالیکه هنوز مدتی از حضور مصدق در شیراز نگذشته بود ، چند خانواده با نفوذ شیرازی که به هواداری از انگلیس شهرت داشتند ، خواستار انتصاب مصدق به والیگری فارس شدند . آنها برای اینکه به طور قطعی رضایت وی را جلب نمایند ، متعهد شدند که هریک مبلغی را به وی بپردازند . مجموع این مبالغ 116 هزار تومان میشد . این مبلغ افزون برحقوقی بود که او میبایست ، بابت سمت والیگری فارس ازدولت دریافت نماید و این درحالی بود که اگر وی  به سمت وزارت کذایی به تهران می رفت ، با حقوق هر ماه 75 توان سالانه فقط 9000 تومان می توانست عاید داشته باشد . ونیز آنکه این مبلغ پیشکش شده ، تقریبا دوبرابر بودجه ایالت فارس بوده است  .(همایون کاتوزیان ، مصدق ونبرد قدرت درایران ص46)

حدود سیصد تن از سران و متنفذین فارس با تلگرافهای متعدد از مرکز تقاضا کردند که مصدق السلطنه را به عنوان والی فارس به رسمیت بشناسد . تهران دربرابر این حجم عظیم تقاضا تسلیم شده و مصدق السلطنه را به جای دایی اش فرمانفرما به سمت والیگری فارس منصوب کرد .

 پرسشی که د راین میان مطرح می شود این است که چگونه یک جوان ازفرنگ برگشته  به  یکباره چنین  مورد استقبال واقع شده وعلاوه برحقوق دولتی ، چنین مبلغ کلانی را به وی پیشنهاد می کنند ؟ پاسخ این سوال ، اعتراف شگفت انگیزی است که مصدق السلطنه بیان می دارد :

سیاست انگلیس درانتصاب من به ایالت فارس دخالت تام  داشت . (ایرج افشار ، خاطرات وتاملات مصدق ص342)

 

سرکوب دلیران تنگستان توسط مصدق السلطنه با اشاره انگلیس :

به دنبال انعقاد قرارداد 1907 بین روسیه و انگلیس  برای تقسیم ایران ، پلیس جنوب توسط انگلیسیها و برای تثبیت سلطه آنان بر نواحی جنوبی ایران تاسیس شد . اقدامات پلیس جنوب با قتل وغارت و تحکیم پایه های استعمار ، توسط شبکه های جاسوسی همراه بود . ضمن آن که دولت استعمار گر انگلیس ، اندیشه جداسازی استانهای جنوبی واعلام کشوری مستقل درآن ناحیه را در سر میپروراند . درچنین شرایطی در سال 1292 ش.  رئیسعلی خان دلواری ، شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائر خضرخان اهرمی که مجاهدینی رشید وغیرتمند بودند ، علیه سلطه انگلیس قیام نموده و در جنگهای متعدد ، هزاران تن از قوای مجهز انگلیس را به هلاکت رساندند . دلیران تنگستانی و دشتستانی با شعار « پاینده باد اسلام و زنده باد ایران » پیشروی می کردند .

دولت مرکزی ازآنان حمایت نمی کرد ، حتی وثوق الدوله در دوره زمامداری اش به تقویت پلیس جنوب مبادرت ورزید . مصدق السلطنه نیز در زمان والیگری فارس به کمک پلیس جنوب شتافته و راسا اقدام به سرکوبی قیام ملی تنگستان نمود :

یک روز ماژور قنسول انگلیس آمد و به من گفت : ماحکم داده ایم  تنگستانی ها را تنبیه کنند . من حالم به هم خورد گفت : شما چراحالتان به هم خورد ؟ گفتم : چون این صحبتی که کردید نه درنفع شما بود نه درنفع ما . گفت : توضیح بدهید . گفتم : شما از پلیس جنوب شکایت دارید و می گویید که پلیس جنوب در شیراز منفور است ، پس وقتی که شما پلیس جنوب را مامور تنبیه تنگستان بکنید بر منفوریت آنها افزوده می شود ، تنگستانی ها اگر شرارت می کنند  من تصدیق می کنم  اگربعضی از آنها راهزنی می کنند ، من تصدیق دارم اگرآنها را پلیس جنوب تنبیه کند ، آنها جزء شهدا و وطن پرستها می شوند و من راضی نیستم ، ولی اگر من  که  والی فارس هستم آنها را تنبیه کنم ، به وظیفه خودم عمل کرده ام  و کار صحیحی کرده ام . گفت : توضیحا ت شما مرا قانع کرد ، شما کار خودتان را بکنید  من ازشما تشکر می کنم . بعد از چند روز من تنگستان را امن کردم و ماژور هود آمد ازمن تشکر کرد . (مذاکرات مجلس شورای ملی دوره چهاردهم جلسه 3 سه شنبه 16 اسفند 1322 ،سید جلال الدین مدنی تاریخ سیاسی معاصر ایران ج1ص169)

 

حمایت انگلیس از مصدق در والیگری آذربایجان :

مصدق السلطنه در فکر نحوه تسویه امور خود و مهیا شدن برای تحصیل تابعیت سوئیس بود . در این اوان ، قضیه شورش ماژور ابوالقاسم لاهوتی در تبریز اتفاق افتاد و دولت در 28 بهمن 1300 خبر انتصابش به عنوان والی آذربایجان را به وی ابلاغ نمود . ازآنجایی که آذربایجان به عنوان منطقه نفوذ روسیه به شمار می رفت ، نحوه انتخاب حاکم آن سرزمین برای انگلیس بسیار مهم بود وسعی  می کردند ، کسی را انتخاب کنند که مهره آنها بوده و بتواند این منطقه را ازنفوذ  روسیه عاری سازد . به همین جهت سرپرسی لرن به دولت توصیه کرد که  مصدق السلطنه را به والیگری اذربایجان بگمارد . دولت نیز بدین توصیه عمل کرد . از سوی دیگر لرن توسط میرزا محمود خان جم به مصدق السلطنه پیغام داد که انتصاب شما به این ایالت ، روی نظریات من صورت  گرفته است . خود مصدق السلطنه نیز با صراحت تمام ، ضمن تاکید مجدد بر اینکه انتصاب او به ایالت فارس با نظر انگلیس بوده سخن لرن را با لحن حیرت انگیزی تایید می کند :

اعتراف میکنم که سیاست انگلیس نه فقط در انتصاب من به ایالت فارس بلکه  در انتصاب من  به ایالت آذربایجان نیز اثری بسزاداشت . (ایرج افشار خاطرات وتالمات مصدق ص144)

 

حمایت مصدق از صدارت رضا خان :

الف : حضور شخصیت قدرتمندی چون شهید مدرس پیش بینی بازگشت  رضاخان به قدرت را بسیار ضعیف می نمود ، لذا در روزی که بنا بود مجلس در مورد  رضاخان اعلام نظر کند ، از ترس آنکه  مبادا نطقهای شهید مدرس آمالشان را به باد دهد ، طی توطئه ای ازپیش طراحی شده ، وی را درخانه ای حبس نمودند . این نقشه آنان کارگر افتاده و مجلس مرعوب شده ، با اکثریت قابل توجهی 92 رای تمایل خودرا به صدارت سردار سپه اعلام نمود . به دنبال رای مجلس ، هیئتی دوازده نفره که دکترمصدق السلطنه  نیزعضو آن بود ، به  رودهن رفته  و با اعلام رای اعتماد مجلس به سردار سپه از وی می خواهند که به  تهران مراجعت نموده  و مجددا زمام امور را بدست گیرد ، از نحوه استقبال از هیئت و پذیرش رضاخان به نظرمی رسد ، نوعی هماهنگی قبلی میان طرفین بوده است . سرانجام سردار سپه  به  تقاضای هیئت کذایی و با احترام تمام بازمی گردد ، تا سیر خود را به سوی تصاحب تمام مقدرات کشور ادامه دهد . پس از بازگرداندن  رضاخان از رودهن ، مصدق السلطنه  شخصا پیشقدم شده ، ولیعهد و سردار سپه را باهم آشتی می دهد . (حسین مکی ، تاریخ بیست ساله ایران جلد2 ص535 ، مجلس شورای ملی وتحکیم دیکتاتوری رضا شاه ص126)

سیر معادلات در بازگردانیدن رضا شاه از استعفای ساختگی اش به عریکه قدرت ، چنین القا می کند که این تحرکات هماهنگ شده وبرنامه ر یزی شده بود و درنهایت مهر ختام بر همه این جریانات حضور امثال مصدق در رودهن  و برگرداندن او بود .(مجلس شورای ملی وتحکیم دیکتاتوری رضا شاه )

ب : همچنین در راستای حمایت از رضاخان با پیشنهاد حاج عبدالرحیم قزوینی که تاجری سرشناس و با نفوذ بود ، یک هیئت مشاوره برای رضاخان جهت یاری او در امور سیاسی و اجتماعی تشکیل میشود  که  اعضای این هیئت عبارتنند از : محمد مصدق السلطنه ، سیدحسن تقی زاده ، میرزا حسین خان علا ، میرزا یحیی دولت ابادی ، حسن خان مستوفی الممالک ، حسن خان مشیرالدوله ، ومحمدعلی فروغی وحاج مهدی قلی خان هدایت . مصدق درجایی میگوید :

به حاجی (حاج مخبر السلطنه هدایت ) گفتم برای ما کمال افتخار است که طرف  شور حضرت اشرف سردار سپه  واقع شویم . (مذاکرات  مجلس شورای ملی دوره شانزدهم جلسه 73 پنج شنبه 27مهر 1329 ، مجلس شورای ملی وتحکیم دیکتاتوری رضا شاه ص160 ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ج1ص231)

 ج : مصدق السلطنه از جمله کسانی  بود  که از پشت پرده  به رضا خان و اعوانش مدد میرساند . عملکرد او در آذربایجان ، حضوردر جمع مشاوران و خصوصا طرح اعطای فرماندهی کل قوا ، همگی دال بر این  نکته  می باشد . به همین سبب او در مجلس ششم  بارها رضاشاه را تقدیس نمود . مصدق السلطنه در یکی از سخنرانی هایش ، رضاشاه را فردی وطن دوست و حافظ منافع ایران معرفی کرده ومی گوید :

یکی از علاقمندیهای بنده به عصر پهلوی براین بوده است  که ایشان در مسائل سیاست خارجی و بین المللی ، همیشه  خیلی ملاحظه داشته اند . همه می دانند که ایشان همه وقت ملاحظات داشته اند که حقوق ایران یک ذره به خارجی داده نشود . (مذاکرات مجلس شورای ملی دوره ششم جلسه 157 سه شنبه 25مهر 1306)

اعلیحضرت همایونی را تقدیس میکنم که حقیقتا به افکار وعقاید وکلاء مردم اهمیت می دهند . به کرات برای خودم اتفاق افتاده است که شخص پادشاه مرا احضار و از من عقیده ام  را خواسته است . اگر او معتقد به عقیده اشخاص نبود با من چکار داشت ؟ (حسین مکی ، دکتر مصدق و نطقهای تاریخی او ص 296 ، مجلس شورای ملی و تحکیم دیکتاتوری رضاشاه ص198)

*تمام این تقدیسات ، زمانی بود که شهید عالیمقام مدرس در مجلس به مخالفت با رضاشاه برخاسته بود و اواز تیغ حملات مدرس در امان نبود .

 

تحسین نظمیه همزمان با ترور شهید مدرس :

به فاصله چند روز بعد از واقعه ترور شهید مدرس ، درحالیکه هنوز جراحات  شهید مدرس بهبود نیافته بود ، مصدق السلطنه هنگام بررسی لایحه زندان قصر ، زبان به تحسین نظمیه گشوده و به واقعه ترور شهیدمدرس نیز اشاره می کند ، ولی با کمال بی تفاوتی  می گوید ، مربوط به بنده نیست :

ازاین نظمیه شخص بنده هم راضی هستم ..... بنده راضی هستم ازا ین نظمیه ، به جهت این که حقیقتا یک مدتی است ، بعد ازاین که این نظمیه از صاحب منصبان خارجی منتزع شد و به دست صاحب منصبان ایرانی رسید ، یک انتظاماتی در این شهر است ودرمحله ما هم به توجهات اعلیحضرت پهلوی امینت است وخوب است .

بعضی نمایندگان : همه جا هست ؟

مصدق : بلی همه جا هست و فرضا محله آقای مدرس امنیت نداشته باشد ، مربوط به بنده نیست . شاید جراید سانسور باشد ونتوانند چیزی بنویسند ، اگر محله ایشان امنیت نداشته باشد ، خودشان می دانند . بنده آنچه که می بینم ، این نظمیه در محله ما یک کارهای خوبی کرده است و حقیقتا جای تشکر است . (مذاکرات مجلس شورای ملی دوره ششم جلسه 189پنج شنبه 14 دی 13065)

 

سکوت مصدق دربرابر مظالم :

دیکتاتوری رضا شاه ، تدریجا تکمیل می شود و تسلط مخوف او بر جامعه ، هر روز عمیقتر می شود . حبس و تبعید آیت الله مدرس ، قضیه کشف حجاب و کشتار مسجد گوهرشاد ، اذیت و آزار روحانیون ، کشتن بی صدای سران و .... همه وهمه اتفاق افتاد ، ولی مصدق السلطنه در احمد آباد مشغول مطالعه و کشاورزی بود و به رغم نطقهای آزادی خواهانه در مجلس ، نه تنها در برابر مظالم رضاخان موضعی نگرفت ، بلکه از ترس اینکه مبادا گرفتار شود با کسی معاشرت هم نمی کرد :

من در آن سالها در ده زندگی می کردم و برای اینکه گرفتار نشوم با کسی معاشرت نمی کردم . (ایرج افشار خاطرات وتالمات مصدق ص292)

مسئله قابل تذکر اینکه درتمام این جریانات ، از قیبل دستگیری آیت لله کاشانی وعده ای دیگر از مردم بی گناه ، دکترمصدق کوچکترین واکنشی نشان نداد . حتی در شب دستگیری آقای کاشانی  یکی از یاران ما محسن محرری خوانساری که او هم در منزل آقای  کاشانی بود ، به دکتر مصدق تلفن نموده و جریان دستگیری آقای کاشانی را به وسیله سرتیپ دفتری  منسوب نزدیک ایشان اطلاع میدهد و دکتر مصدق از محسن محرری تشکر کرد که این اطلاع را به  او داده است و درتلفن می گوید چه خوب کردی خبرم کردی فردا صبح من به احمد اباد می روم و الا درتهران مرا دستگیر خواهندنمود . این بود تمام عکس العملی که مصدق در مقابل جریانات از خود نشان داده بود . (سیری درملی شدن نفت ، خاطرات شمس قنات ابادی  ص122)

 

مصدق و انگلیس :

مصدق بعد از یک دوره انزوا در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی به عرصه سیاست بازگشت و در نخستین گام خدمت اقدام به تطهیر انگلستان و متفقین اشغالگر نمود . وی با اغماض از سیاست استعماری انگلستان و شوروی و با ارائه یک تحلیل خام از عملکرد ماموران این دولتها اعلام می دارد که برخی ماموران آنها خوب و برخی بد هستند . او قرارداد 1919 را که زمانی مدعی مبارزه علیه آن بود ، نه به عنوان شمه ای از عملکرد استعماری انگلیس بلکه حاصل عمل سرپرسی کاکس میداند :

مامورین متفقین ما حقیقتا بعضی هایشان به قدری خوب هستند که هرقدر بخواهیم اظهار تشکر بکنیم کم است ، ولی البته مامورین بدی هم داشتند که آن ها ماموری استعماری بودند ، مثل کاکس که آمد در ایران و قرارداد وثوق الدوله را با انگلیس گذاشت ، نمی شود همه را پای هم گذاشت . هر دولتی خوب دارد ، بد دارد البته نظریات آنها نظر دولتهای متفقین ما نیست . نظریات متفقین ما جزخوبی و احسان چیزی نیست ، مامورین آنها فرق می کند سیاست آنها فرق می کند . (مذاکرات مجلس شورای ملی دوره چهاردهم جلسه 3 سه شنبه 16 اسفند 1322)

من نامه های آقای کاشانی را که از بیروت فرستاده و سفارش کرده بود که برای موفقیت درانتخابات مبارزه نماییم و سعی و کوشش درانتخاب دکترمصدق و نمایندگان اقلیت دوره پانزدهم که مکی و بقایی و حائری زاده بودند به جا آوریم . درجلسه جبهه ملی قرائت کردم و از آقای دکترمصدق  سوال که دکتر نظر شما درباره کاندیداها چیست؟  ایشان نام خودشان و اقلیت و یکی دو نفر از حزب ایران وشایگان را بردند و من هرچه تامل کردم ، ببینم ایشان درباره آقای کاشانی چه می گویند؟ دکتر مصدق سخنی نگفت؛ من ناراحت شدم و به طور اعتراض به دکتر مصدق گفتم ، پس آیت الله کاشانی چه میشود؟ آیا نباید او را به عنوان کاندیدا معرفی کرد؟ دکترمصدق لحظه ای مرا نگاه کرد و آن وقت دهانش را نزدیک گوش من آورد و گفت نمی توانیم آیت الله کاشانی را به عنوان کاندیدا معرفی کنیم . گفتم چرا؟ باز دکتر مصدق سرش را نزدیک گوش من آورد و گفت چون انگلیسیها بدشان می آید . ازاین جواب دکتر مصدق من واقعا شوکه شدم و از کوره دررفتم .(سیری درملی شدن نفت  ، خاطرات شمس قنات ابادی ص130)

 

آیا مصدق به ملی شدن صنعت نفت اعتقادی داشت ؟

الف : روز 12 آذرماه 1323 غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان طرحی را به شرح ذیل در صحن مجلس ارائه نمود :

ماده واحده – مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در موقع دیکتاتوری آن را نیز تمدید و تجدید نموده اند ، به موجب این قانون الغا می نماید .             غلامحسین رحیمیان 

(کی استوان حسین ، سیاست موازنه منفی جلداول ص222)

پس از قرائت طرح ، رحیمیان از جایگاه پایین آمد و به طرف دکتر مصدق رفت  و گفت آقای دکتر شما طرح دیروز را به تصویب رساندید تا به خارجیها امتیازی داده نشود ، اکنون نیز شما اولین کسی باشید که این طرح را امضا می کند . ولی اصرار رحیمیان راه به جایی نبرد و دکتر مصدق از امضای آن خود داری نمود . با این برخورد کس دیگری  نیز این طرح را امضا نکرد و نتیجتا مسکوت ماند . عملکرد مصدق با تعجب واعتراض بسیاری مواجه شد . وی در پاسخ به آنان گفت :

 در جواب آنهایی که اعتراض می کنند ، چرا طرح قانون الغای قرارداد نفت جنوب را امضاء نکرده ام ، عرض می نمایم که تصویبات مجلس بر دو قسم است : ایقاع وعقد .

الف : قسمت مهم تصمیمات مجلس ایقاعات است . این قبیل قوانین چون طرفی همان طور که مجلس آنها را وضع می کند برحسب مقتضیات می تواند آنها را فسخ کند . قانون فروش املاک  موقوفه که از مصوبات دوره دیکتاتوری است و بعداز شهریور 1320 الغاء شد ، داخل دراین قسمت است .

ب : قسمت دیگر عقود است که مربوط به اسنادی است که اصل 24 قانون اساسی تعیین میکند . عهدنامه ها ومقاوله نامه اعطای امتیازات انحصار تجارتی و صنعتی و فلاحتی وغیره که اسناد مزبور ، وقتی ارزش قانونی دارند که مجلس قراردادی را که دولت فضولتا امضا می کند تصویب نماید .

 ونظر به این که هر قراردادی دوطرف دارد و به ایجاب و قبول  طرفین منعقد می شود ، لذا تا طرفین رضایت به الغا ندهند ، قرارداد ملغی نمی شود ..... مقصود من از موازنه سیاسی این نیست که ما حساب دیرینه خود را با دول مجاور تصفیه کنیم و به هریک کم دادیم ما نقص آن رابدهیم  و به هرکدام اضافه داده ایم  مازاد آن را مسترد کنیم . توازن منفی چنین اقتضا می کند که از این به بعد به هیچ دولتی برخلاف مصالح خود چیزی ندهیم . (روزنامه ندای عدالت شماره 132 29 اذر1323 )

نماینده اول تهران همچنین درمصاحبه تلفنی با روزنامه داد گفت :

درهر رژیمی هر عملی انجام یابد ، وقتی مقررات آن رژیم انجام شد معتبر ونافذ است ..... بنابراین نمی توان اساس امتیازی که در رژیم سابق داده شده امروز لغو کرد ..... به علاوه باید حرف زد عملی . دولت انگلستان دولتی است قوی که پشتیبان نفت جنوب است ؟ چگونه می توانیم به لغو امتیاز دارسی شرکت نفت را از جنوب خارج سازیم؟ (ورزنامه داد شماره 322 مورخ 14 اذر 1323 )                           

ب : سید حسین مکی با بهره گیری از بی اعتباری قرارداد 1933 در افکار عمومی و جهت ایجاد آمادگی در مردم برای فسخ آن ، طرحی را برای الغای امتیاز نفت جنوب و درواقع ملی شدن صنعت نفت تهیه نمود و سعی کرد نظر نمایندگان را برای امضای آن  جلب کند :

ریاست مجلس شورای ملی

امضاکنندگان ذیل طرح قانونی زیر را به قید دو فوریت تقدیم و تقاضای طرح وتصویب آن را داریم :

ماده واحده – مجلس شورایر ملی ایران قرارداد ادعایی نفت جنوب به نام شرکت نفت ایران وانگلیس را به رسمیت نمیشناسد وان را کان لم یکن میداند .(ابوالفضل لسانی طلای سیاه یا بلای ایران ص579)     

مکی تلاش خود را برای ترغیب نمیاندگان به امضای این طرح به کاربرد ، ولی فقط 11 نفر حاضر به امضای آن شدند  و هنوز تا حداقل مورد نظر برای طرح در مجلس چهار امضای دیگر نیاز داشت . در همین روزها (اوایل بهمن 1327 ) بود که آیت الله کاشانی اعلامیه شدیدی علیه شرکت نفت صادر نمود و خواهان لغو امتیاز نفت شد .

ج : به فاصله چند روز پس از ماجرای 15 بهمن ، هیئتی به نمایندگی از شرکت نفت و به ریاست آقای گس به ایران آمد . گس با راهنمایی و کمک دکتر احمد متین دفتری مذاکرات نفت را صورت داد . طرف ایرانی مذاکره کنند گلشائیان وزیردارایی کابینه ساعد بود . روند مذاکرات تا انعقاد قرارداد الحاقی (یا قرارد اد گس ، گلشائیان و یا ساعد ، گس ) ادامه یافت و پس از این مرحله قرارداد می بایست به تصویب مجلس برسد .

مکی برای تقویت جبهه مخالفان با قرارداد الحاقی سعی کرد ، مخالفت برخی شخصیتها را علیه این قرارداد برانگیزد و به همین سبب سراغ دکتر مصدق رفت . مصدق در این زمان کنج عزلت گزیده  و خیال بازگشت به عرصه را نداشت . دکتر مصدق پس ازاصرار  و الحاح فراوان مکی ، نامه ای نگاشت و با لحنی بسیار محافظه کارانه مخالفت ضمنی خود را اعلام نمود . (حسین مکی وقایع سی ام تیر 1331 ص10 ،تاریخ سیاسی معاصر ایران ج1ص344 )

برای قضاوت دقیقتر نامه مصدق را به عینه نقل می کنیم :

صبح پنج شنبه 30 تیرماه 1328

آقایان نمایندگان دوره پانزدهم

شما که با استناد قانون پیشنهادی اینجانب قرارداد قوام – سادچیکف را رد کردید حق این بود که درموقع قرارداد ساعد- گس مرا بعنوان یک عضو مشاور درکمیسیون دعوت میکردیدتا نظرات خودرا اظها ر اثبات کنم که ضرر قرارداد دارسی ازنظر مدت هزاردرجه برا یملت ایران مفیدتر است . این کار را نتوانستید بکنید گله هم ندارم . در صورتیکه باید بگذرد اگر میتوانید درماده واحده توضیح بدهید که شش شلینگ حق الامتیاز لیره طلاست که به نرخ روز لیره کاغذی پرداخته میشود یا کلاه کاغذی است . چون از مضمون نامه آقای هژیر وزیر مالیه وقت ووزیر دربار فعلی به کمپانی که جزو اسرار اداری است اطلاع ندارم وفعل وانفعالهایی هم تا 1946 بین وزارت مالیه  و کمپانی ومالیه شده که قرارداد الحاقیه مطقا در این باب سکوت کرده است . وای به حال شما بدا به حال شما اگر ازدرج این توضیح هم خودداری کنید .     دکتر محمد مصدق   (کشف تاریخ ج1ص186)

*حقیقتا این نامه برای کسی که مدعی ملی شدن نفت است با توجه به شدت خنثی بودن ، شرم آور است .

دکتر مظفربقایی سالها بعد راجع به این نامه دکتر مصدق گفت :

... همانطور که عرض کردم ، اولین کسی که از ملی کردن نفت صحبت کرد ، آقای غلامحسین رحیمیان بود . چندماه بعد از آن دومین نفر حسین مکی بود . این صحبت وقتی است که جناب آقای دکتر مصدق شش شلینگ طلا یا شش شلینگ کلاه کاغذی را میگویند . (متن مدافعات دکتر بقایی کرمانی در دادگاه تجدیدنظر ص250)

نامه شش شلینگ فقط به این مضمون خلاصه نمی شود ، بلکه دکتر مصدق آن قدر از ابراز مخالفت با قرارداد الحاقی در فضای رعب آور بعداز 15 بهمن واهمه داشت که نه تنها حاضرنبود ، نامی از او برده شود بلکه از مکی می خواهد نامه اش را پس ازقرائت به وی عودت دهد . دکترمصدق در یادداشتی خطاب به سید حسین مکی که پیشوند نامه شش شلینگ بوده است . می گوید :

قربانت گردم نامه را تقدیم  می کنم ، خوب است قبل ازاینکه نمایندگان از بیانات حضرتعالی عصبانی شده باشند و بخواهند تلافی آن را سر این نامه درآورند ، نامه را دراول نطق خودتان قرائت نفرمایید واسمی هم از بنده نبرید ، فقط بفرمایید تشکری از آقایان نمایندگان توسط من شده که اگراجازه می فرمایید ، چون خیلی مختصر است بخوانم البته اجازه خواهند داد . اگر نامه قرائت شد در آخر نطق با تلفن به بنده خواهید فرمود . چنانکه لازم هم نیست ان را به بنده لطف خواهید فرمود .   دکتر مصدق (حسین مکی ، نفت ونطق مکی ص562)

*این نکته قابل ذکر است که هرچند بعدها در قالب جبهه ملی ، موضوع ملی شدن نفت جدیت یافت ، اما این مسئله را نباید به پای آقای مصدق نوشت . چرا که اعضای دیگر و بسی فعالتر از مصدق در جبهه ملی مانند مکی ، بقایی کرمانی و... تاثیرگذاری نسبتا زیادی برمسئله ملی شدن نفت داشتند . عملکرد مصدق در زمانیکه جبهه ای وحزبی نبود و او باید به تنهایی به میدان می آمد ، نشان داد که چندان اهتمامی به امر مبارزه در راه ملی شدن نفت ندارد و با کمترین فشاری از جانب برخی به عزلت پناه برده و از سیاست دوری می گزیند . تاریخ به صورت مکرر توبه های مصدق را ازسیاست ثبت کرده است و نیز به صورت مکرر باز گشت اورا زمانی که راه سیاست هموار بوده ، به خاطرخود دارد . وخیلی بی انصافی است که فراموش کنیم همت و جدیت آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی را در راه ملی شدن صنعت نفت ، بدون اینکه ذره ای در پرونده ایشان عقب نشینی ازاین هدف ثبت شده باشد ، برخلاف مصدق که پر است از عقب نشستن ها .

 

تاریخچه صنعت نفت : در سال 1901 میلادی یعنی 5 سال قبل از مشروطیت ، ایران طبق امتیاز نامه ای بهره برداری از منابع نفتی تمام خاک ایران به استثنای 5 ایالت شمالی برای مدت 60 سال به فردی از اهالی استرالیا بنام دارسی واگذارگردید . با وجود اینکه دولت ایران به یک نفر استرالیایی امتیازداده بود از 1914 به بعد دولت انگلستان با دردست گرفتن 56 در صد سهام ، زمام امور شرکت را در دست گرفت . به علت عدم پرداخت مالیات از طرف شرکت به دولت ایران  و نیز نپرداختن سهمیه ایران از قرارداد که در اثر بحران اقتصادی و تزلزل قیمت نفت بوجود آمده بود ، دولت ایران یکطرفه قرارداد را ملغی اعلام کرد . ولی با تهدید وفشار انگلستان قرارداد جدیدی در آوریل 1933 میلادی به دولت ایران تحمیل شد . درتاریخ ژوئیه 1949 برابر با 26 تیرماه 1328 قرارداد الحاقی موسوم به گس گلشائیان امضا شد که ظاهرا حقوق ایران را افزایش می داد . درنهایت مجلس و کمیسیون مخصوص نفت این قرارداد را رد کرد و مقدمات ملی شدن صنعت نفت فراهم شد .(آیت الله کاشانی به روایت اسناد ص62)

 

مختصری از ارتباط شهید نواب صفوی (رحمة الله علیه ) و مصدق السلطنه :

با استفاده از فرصت ترور رزم آرا بود که نفت ایران ملی شد . گفتنی است که بارها وبارها و ازجمله چند روز پیش از آن عبدالحسین واحدی در سخنرانی خود در مسجد سلطانی از رزم آرا خواسته بودند تا ازنخست وزیری کناره گیری کند ، اما رزم آرا برآن بود که تا نشان دهد ، دربرابر هر مخالفتی مقاومت خواهد کرد . شیبانی ، جوان آن روز می گوید اگر رزم آرا ترور نمی شد اصلا دولت  مصدق برسر کار نمی آمد و صنعت نفت ملی نمی شد و یکی از خدمات نواب و یارانش همین بود .

دستگیری نواب صفوی در دوازدهم خرداد 1330 و زندانی شدن وی به مدت بیست ماه ، آن هم درحکومت ملی مصدق نشانگر آن بود که در داخل جبهه ملی و حتی اطرافیان آیت الله کاشانی و کمترین زمینه مساعدی نسبت به فدائیان اسلام وجود ندارد .

 بک تفاوت عمده میان فدائیان اسلام با دولت ملی و حتی آیت الله کاشانی وجود داشت . فدائیان در پی اجرای احکام اسلامی بودند در حالیکه دولت ملی به طور مطلق در پی تحقق این شعار نبود ، به سخن دیگر دولت مصدق دغدغه تشکیل حکومت اسلامی را که آرزوی فدائیان بود نداشت و بنابه گفته مرحوم طالقانی در مقابل درخواست فدائیان برای اجرای احکام اسلام دکترمدصق گفت  : من نه  مردم مدعی حکومت اسلامی هستم و نه می خواهم همیشه حاکم و وزیر شما باشم ، مجال دهید و بگذارید تا قضیه نفت را حل کنم . به عکس فدائیان باز به قول مرحوم طالقانی می گفتند : ماسهم بزرگی داریم  و باید  خواسته های ما را آنجام دهی و بدین ترتیب این جناح را جداکردند . شیبانی هم می گوید : نواب توقع بالایی از مصدق داشت که مصدق باید حکومت اسلامی را پیاده کند و چرا انقلابی عمل نمی کند ، البته مصدق هم چنین قولی نمی توانست بدهد چون  اصلا در این عوالم نبود ....

نواب از دوازدهم خرداد 30 الی 14 بهمن ماه 1331 یعنی به مدت بیست ماه از 28 ماه نخست وزیری مصدق در زندان بود . وی تنها زندان سیاسی این دوره محسوب می شد . این مدت تلاشهای گسترده دوستان  وی  برای آزادیش ناکام ماند و این از شگفتی های این دوره به حساب می آید . مفصلترین گزارش های مربوط به این امر همراه سخنان نواب در زندان در نشریه نبرد ملت این دوره آمده است . (رسول جعفریان ، جریان ها وسازمانهای مذهبی – سیاسی ایران ص170) 

                             

 *دوستان توجه داشته باشند که این مقاله درنهایت اختصارتنظیم شده است واگر کسانی مشتاق مطالعه دقیقتر درباره شخصیت مصدق هستند به منابع این مقاله که درذیل می آید مراجعه فرمایند :

- جریان ها وسازمانهای مذهبی – سیاسی ایران  رسول جعفریان

- روحانی مبارز آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی  به روالیت اسناد

- کشف تاریخ  منصور مهدوی  جلد اول ودوم

- تاریخ سیاسی معاصر ایران  دکتر سید جلال الدین مدنی  جلداول

- مجلس شورای ملی وتحکیم دیکتاتوری رضا شاه دکتر علیرضا ملایی توانی

- سیری درنهضت ملی شدن نفت خاطرات شمس قنات آبادی

وبقیه منابع مذکور در مقاله به نقل ازکتاب کشف تاریخ می باشد .


تاریخ بروز رسانی ( 16 اسفند 1388 ساعت 14:54 )
 
< بعد   قبل >
                    

تازه های سایت

نظر سنجی

به نظر شما سایت مدرسه علمیه معصومیه سلام الله چگونه است
 

آمار

عضو: 28
مطلب: 1693
سایت: 35
بازدیدکنندگان: 135743

دوستان